راهکارهایی برای عاقبت به خیر شدن طراحی صحنه تئاتر

در متن یادداشت هیات مدیره انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر آمده است:

 

«هم اندیشی اعضای هیات مدیره انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر به بهانه قرارگیری در آستانه تحولات مدیریتی و

سیاست‌گزارانه در عرصه هنرهای نمایشی منجر به جمع‌بندی آسیب‌شناسانه معضلات طراحی در تئاتر ایران و پرداختن به علل و ریشه‌های آن گردید.

 

ما طراحان صحنه و لباس تئاتر امروز یدک کش نام و عنوانی هستیم که نه متضمن دنیای ماست و نه آخرت! نه از آن می‌توانیم ارتزاق کنیم. نه دیگر حرفه‌ای است که موجب حظّ و لذت‌مان گردد. در این وانفسای بی در و پیکر ، سکان‌دار صنف عملا درهم شکسته خود هستیم. صنفی که پیکره آن در عرصه‌های معماری داخلی، گرافیک، طراحی نمایشگاهی و سایر مشاغل، حضوری پر رنگ‌تر و با معناتری از حرفه‌ای دارد که سالها برایش درس خوانده و تجربه اندوخته است. روزگاری در سالهای دانشجویی و پس از آن به امید کسب تجربه و شناخته شدن ، همگام با طراحان صحنه و لباس وقت، به رایگان یا با دستمزدهای اندک در این حرفه گام زده‌ایم، تا بلکه روزی محل بالیدن و منبع معاشمان گردد. اما امروز در برابر دیدگان‌مان طراحی صحنه و لباس زیر نگاه غیر کارشناسانه کارگردانان و طبقه نوظهور مدیران تولید تئاتر که به نظر می‌رسد نه احاطه‌ای بر مبانی تئوریک این هنر دارند و نه از روند اجرایی آن مطلع‌اند به مسلخ رفته است. دیرگاهی است که نفوذ غیر متخصص‌ها در پست طراحی صحنه و لباس ما را به حاشیه رانده و وجاهت این حرفه را زیر سئوال برده است. غیرمتخصص‌هایی که انتخاب کارگردانان دیکتاتور مسلکی هستند که در پی تحمیل ایده‌های خود به طراح از تازه کاران، دست‌اندرکاران سایر صنوف تئاتری و یا حتی از منسوبین خود، دعوت به کار می‌کنند تا هم نظر مدیران تولید را جلب کنند و هم خود را از چالش علمی و هنری با یک کارشناس حقیقی و با تجربه معاف سازند. بخش نوپای مدیران تولید در تئاتر یکی از حامیان این رویکرد معیوب در راستای ارزان سازی کاذب پروژه می‌باشند. رویکردی که به آنها اجازه می‌دهد دستورالعمل‌های خود را به طراح دیکته کرده، تمرکز مالی را از بخش صحنه و لباس به بخش‌های دیگر مثل جذب بازیگران سینما و تلویزیون برانند. با این کار یکی از اساسی‌ترین ابزار ارتباط تئاتری که تاثیرگذاری بر مخاطب در ساحت فیزیکی و عاطفی و از رهگذر اجرای علمی ، خلاق و هنرمندانه اصول و مبانی طراحی صحنه و لباس است را انکار می‌کنند. و به این طریق عملا سطح تئاتر کشور را تنزل داده و آن را تبدیل به رسانه‌ای دیالوگ محور و نه تصویر ساز ، می‌نماید و طبعاً تاثیر آن را زایل کرده یا دست کم از قدرت آن می‌کاهند.

 

به نظر نمی‌رسد پرداخت بهایی چنین گزاف برای تنها استنکاف از گردن گذاشتن به دستمزد حرفه‌ای‌های طراحی صحنه و لباس بیارزد. به این ترتیب چرخه معیوبی که با به حاشیه راندن و به طریق اولی کنار گذاشتن طراحان حرفه‌ای از یک پروسه تئاتری آغاز می‌شود، تعمیق و گسترش یافته و به عرصه‌های دیگر نیز کشانده می‌شود. از سویی طراحانی که در دیگر حوزه‌ها امرار معاش می‌کنند، گاه چنان گرفتار می‌شوند که رخصت پرداختن به تئاتر و حضور گه‌گاهی سالی یکبار را هم در آن نمی‌یابند و در سبک ، سنگین کردن حرفه اصلی و مشاغل عاریه‌ای ، به آن سمت می‌روند که به نفع دین و دنیایشان باشد!»

 

در ادامه‌ی این نوشتار آمده است: «از دیگر سو حضور کارشناسان طراح در جشنواره‌ها به علت جمعیت جوان و یا غیر حرفه‌ای مشغول به کار ، محلی از اعراب نمی‌یابد و ارزشیابی کار طراحان در این رویدادها عملا توسط افراد سایر صنوف تئاتری صورت می‌گیرد. و طبیعتا به دنبال آن داوری سلیقه‌ای و غیر کارشناسانه رواج می‌یابد.

 

اینها همه در حالی است که ، تعطیلی و انهدام کارگاه‌های دکور و لباس مرکز هنرهای نمایشی و واگذاری آن به بنیاد رودکی که نتیجه آن آب رفتن و کوچک شدن کارگاه‌ها و تفویض آن به بخش خصوصی بود، استفاده از این کارگاه‌ها را برای طراحان فعال از حیظّ انتفاع خارج ساخت، چراکه مطالبه مالی در ازای انجام یک پروژه از سوی گردانندگان کارگاه‌ها چنان سنگین و دور از هنجارهای رایج است که در عمل باعث می‌شود عطای آن را به لقایش ببخشند و برای اجرای پروژه‌های دکور به کارگاه‌های دورافتاده احمد آباد مستوفی ، چهاردانگه، جاده ساوه، خاوران و ... محول می‌شود که مستلزم رفت و آمدهای وقت گیر و طولانی است و هزینه‌های هنگفت حمل و نقل ، انجام پاره پاره و غیر متمرکز مراحل مختلف دکور شامل نجاری- آهنگری، رولیف کاری ، رنگ کاری و رکوزیت، در مکان های مختلف و نیز خطرات موجود در جابجایی‌های حومه شهر خصوصا برای خانم‌های طراح، از تبعات آن است.

 

کار لباس صحنه نیز در منزل خیاطان خانگی و در کنار خانواده آنان ، عملا آن را به صرفا طراحی الگو و دوخت لباس ، تقلیل و تنزل درجه داده است. از مختل شدن روند اندازه‌گیری ، پروهای اولیه ، پرو نهایی و سرگردانی طراح و دستیارانش به دنبال یافتن بازیگران و ... که بگذریم ، انجام عملیات صحنه‌ای کردن لباس ، پارچه سازی ، کهنه کاری و تاریخی سازی عملا نامقدور گشته و پر پیداست که لباس صحنه در این فرآیند ، تبدیل به عنصری بی هویت غیر دلالت گر و نارسا می شود. البته از سرنوشت نامعلوم لباس‌های تاریخی آرشیو لباس این خاطرات ارزشمند و مجسم تئاتر صحبتی نمی‌کنیم که جای آن در این مجال و این مقال تنگ است.

 

چنین می‌شود که عرصه روانی و فیزیکی بر طراح در روند کاری او، پس از طی مراحل کارآموزی و دستیاری و حرفه‌ای‌گری ، آنچنان تنگ می‌گردد که موقع برداشت، کاشته‌ها و داشته‌های خود را به نو پایان وا می‌نهد و آینده خود را در کوچ به سرزمینهای دیگر یا مشاغل نامرتبط می‌جوید. حاصل آنکه تئاتر از حضور با تجربه‌ها در سینوس‌های معیوب ، محروم شده و سطح هنری آن همواره در روند آزمون و خطای تازه کاران بالا و پایین می‌شود. کجا هستند خورشیدی‌ها، رامین‌فرها و میرفخرایی‌ها ؟! تئاتر که آنان را تکریم نکرد ، ما را نیز تکریم نخواهد کرد اگر در بر همین پاشنه بچرخد.»

 

در پایان هیات مدیره‌ی انجمن طراحان صحنه و لباس یادآور شده است: «ما اعضای شورای مرکزی انجمن به منظور بازپس گرفتن جایگاهی که استحقاق آنرا در تئاتر داریم ، کارگردانان را به استفاده از طراحان تحصیل کرده این رشته و دارای سابقه در این حرفه تشویق کرده، یادآوری می‌کنیم انجمن که تنها نماینده صنف طراحان صحنه و لباس در تئاتر ایران است، برای عضو گیری متقاضیان، صافیهای علمی و عملی مدون شده‌ای را که در آیین‌نامه داخلی انجمن آمده ، به کار می‌گیرد و کسی که کارت انجمن را در دست دارد واجد صلاحیت تام و تمام در این حرفه است و بهترین گزینه برای یک اجرای موفق ، درست و هنرمندانه به حساب می‌آید کلیه فارغ‌التحصیلان صحنه و لباس پس از کسب تجربه‌های اولیه و معاونت اساتید خود، حضور در چند پروژه را به عنوان طرح مستقل از سر می‌گذرانند تا از آب و گل درآمده ، بتوانند عضو انجمن شوند. لذا کلیه شرایط لازم به عنوان کارشناس صحنه و لباس را دارد. چگونه است که به جای به کارگیری آنان به سراغ بازیگران سینما کارگردانان و سایرین که در بهترین حالت پایه علمی آنان براساس گذراندن چهار واحد مبانی دکور در دوره کارشناسی است، می‌روید؟!! آیا بهره‌گیری از نگاه نو و بنیادین یک طراح حرفه‌ای و دخالت دادن تجربه او در کار، به تعامل با دوستان و آشنایان که مهارتی در کپی‌سازی دارند یا از سوی کسی توصیه شده‌اند ، ارجح نیست ؟!!

فرجام آنکه طراحی صحنه عاقبت به خیر نخواهد شد مگر آنکه:

 

اول: حقوق صنفی و معنوی آنان به رسمیت شناخته شود ابتدا توسط خود تئاتری‌ها ، بعد مسئولین .

دوم: در سیاست‌گذاری برای این حرفه در مرکز هنرهای نمایشی جشنواره‌های تئاتری ، بنیادهای دانشگاهی و ...از کارشناسان طراح استفاده و یا حداقل از آرا مشورتی آنان استفاده شود.

سوم: کارگاه‌های دکور و لباس مرکز زیر نظر تیم طراحان و انجمن طراحان احیاء گردد یک مجموعه تئاتری در مرکز ثقل تئاتری ایران بدون کارگاه، هرگز کامل نمی‌شود.»

/ 0 نظر / 8 بازدید